برای خاطر آیه ها

دل نوشت هایی برای خاطر آیه هایی که دوستشان دارم.

و امّا بعد...6: روز ملاقات
نویسنده : مریم روستا - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩
 

(1) توی دنیای ما، ملاقات و دیدار و رو به رو شدن با آدم‌ها، دو روی متضاد دارد. گاهی آن‌قدر مشتاقیم برای ملاقات عزیزی، که ثانیه‌ها را برای دیدارش می‌شمریم، سر از پا نمی‌شناسیم، خودمان را، دور و برمان را مهیا می‌کنیم برای لحظه دیدار. آن روی دیگر سکه بعضی ملاقات‌هاست که به هر دلیلی خوشایندِ ما نیست. گاهی شرمنده‌ایم از این‌که با کسی روبه‌رو بشویم. جایی بد کرده‌ایم به او، حق‌ش را ادا نکرده‌ایم، تکلیف‌مان را انجام نداده‌ایم. این طور وقت‌ها دل‌مان می‌خواهد روز ملاقات هی عقب بیفتد. بلکه بتوانیم توی این فاصله جبران بکنیم.  

(٢) همه این روز و شب‌ها، جلو رفتن‌ها و عقب‌افتادن‌ها، بلند شدن‌ها و زمین‌خوردن‌ها، ذکرها و غفلت‌ها، آخرش به آن ملاقات ختم می‌شود. اِنّک کادحٌ اِلی رَبّکَ کَدحاً فَمُلاقیه. باورت می‌شود؟! برای همین است که یکی از نشانه‌های اهل خشوع، همین است که به این ملاقات ایمان دارند. باورشان شده خدایشان را ملاقات می‌کنند؛ الّذین یظنّون انّهم مّلاقوا رِبّهم.

آن روز را «یوم التّلاق» نامیده‌اند. یعنی روز ملاقات؛ روز رو به رو شدن. آماده‌ای؟!

 

بسمِ الله الرّحمن الرّحیم
...یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِیُنذِرَ یَوْمَ التَّلَاقِ.


 
 
و امّا بعد... 5: روزِ پشیمانی
نویسنده : مریم روستا - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩
 

• معامله را همه‌مان تجربه کرده‌ایم. خرید و فروش جزیی از زندگی روزمره‌ ماست. تا حالا برایت پیش آمده بعد از خریدن یا فروختنِ ‌کالایی همه وجودت حسرت بشود؟! احساس کنی معامله را باخته‌ای، ضرر کرده‌ای؟! فکر کنی آن همه پول نمی‌ارزید به این کالایی که خریدم یا آن کالا ارزشش خیلی بیشتر بود از پولی که گرفتم؟!

• فکرش را بکن! یک روزی می‌آید که همه پشیمان‌اند از معامله‌هایشان. از فرصت‌های از دست‌رفته. آن‌ها که خریده‌اند، آن‌ها که فروخته‌اند. احساس خسارت و زیان بیچاره می‌کند آدم‌ها را. اسم آن روز را «روزِ پشیمانی» گذاشته‌اند. «روزِ حسرت»، «روز احساس زیان و خسارت». وَأَنذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ.

بسمِ الله الرّحمن الرّحیم
یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِکَ یَوْمُ التَّغَابُنِ.


 
 
و امّا بعد...4 : روایتِ چهره‌ها
نویسنده : مریم روستا - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩
 

• آینه را بردار، صورتت را ببین! پشت این خطوط چهره، یک آدمِ خوش‌حال یا ناراحت، امیدوار یا ناامید و افسرده، باطراوت و پرانرژی یا خسته می‌بینی، نه؟! راست گفته کسی که گفته: رنگِ رخساره خبر می‌دهد از سرّ‌ درون. چهره آدم‌ها انگار تابلویی باشد که ورای همه نقش‌ها و رنگ‌هاش می‌شود حکایت‌ها خواند و نوشت. می‌شود غم‌ها و شادی‌ها، اضطراب‌ها و اطمینان‌ها، امیدها و ناامیدی‌ها، حتّی پاکی‌ها و ناپاکی‌ها، نورها و تاریکی‌ها را از پس خطوط به ظاهر مبهمِ چهره‌ها فهمید.

• توی آستانه زندگی جاودانه ما ، توی آستانه آن انتقال عظیم، توی آن روز بزرگ، چهره‌ها به روایتِ آیه‌ها ماجراهایی دارند برای خودشان. انگار آن روز بیش‌تر از هر وقتِ دیگری می‌شود حال و هوای آدم‌ها از روی چهره‌هاشان خواند. روزی که چهره‌ها، نشانه‌اند؛ پر از تضاد و و تقابل و تباین.

• آن روز بعضی از چهره‌ها سیاه‌اند و بعضی چهره‌ها سفید. تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ. (آل عمران/ ١٠۶) بعضی چهره‌ها شاد و خرم‌اند، تر و تازه‌اند. بعضی‌‌ چهره‌ها عبوس و گرفته و درهم کشیده‌ ، وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ… وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ (قیامت/ 22 و 24)  بعضی چهره‌ها روشن و گشاده‌اند، خندان و مسرور؛ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ ضَاحِکَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ (عبس/ 38 و 39)  بعضی چهره‌ها اما انگار روی‌شان غبار نشسته، انگار تاریکی فراگرفتدشان وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَة.ٌ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ (عبس/ 40 و 41)  بعضی چهره‌ها ذلت‌بارند، خسته و رنجورند؛ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ. عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ (غاشیه/ 2و 3) بعضی چهره‌ها امّا باطراوت‌اند و حاکی از نعمت؛ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ. (غاشیه/ ٨)

• آینه را بردار و صورتت را ببین. هزاری هم که خسته و رنجور و ناراحت و نامید باشد، عمق‌ش به خستگی‌ها و ناامیدی‌ها و رنج‌های آن روز نمی‌رسد. هزاری هم که گشاده و خوش‌حال و شادان و باطراوات باشد، عمق‌ش به خوش‌حالی‌ها و شادی‌ها و طراوت‌های آن روز نمی‌رسد. چهره‌ات را که نگاه می‌کنی، زیرِ‌لب، آرام دعا کن؛ خدایا، توی آن روزی که بعضی از چهره‌ها سیاه و عبوس و درهم‌کشیده و غبارگرفته و تاریک است، چهره من را سفید و گشاده و باطراوت و خندان و روشن کن!

 

 1- اللهمّ بیّض وَجهی یومَ تسودّ فیه الوجوه و لا تسوّد وَجهی یَوم تَبیضّ فیه الوُجوه. قسمتی از دعای هنگام وضو.