برای خاطر آیه ها

دل نوشت هایی برای خاطر آیه هایی که دوستشان دارم.

... و به یاد بیاور مریم را
نویسنده : مریم روستا - ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
 

پیش نوشت: با ده روز تأخیر! تقدیم می‌شود به پیش‌گاهِ بلندِ بانویِ طهارت؛ حضرت مریم (سلام‌الله علیها) برای زادروزِ مسیحش (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام)

یا لیتنی متُّ قبلَ هذا و کنتُ نسیاً منسیاً؛ این جمله‌ شماست که هر بار وسط آیه‌ها زمزمه‌اش می‌کنم، اوج استیصال آن لحظه‌هایتان اشک‌هام را جاری می‌کند. وسطِ آن‌همه درد و رنج گفته بودید؛ «کاش اصلاً متولّد نشده بودم، کاش از یادها فراموش می‌شدم.» درد زایمان و تنهایی نبود که این‌همه شما را به اضطرار کشانیده بود، غصه‌تان از اتفاقی قریب‌الوقوع بود که انگشت‌های جهالت را، علامتِ سؤال‌های ابهام را به سوی شما - عابده بیت المقدس، دخترِ پاک‌دامانِ اورشلیم- نشانه می‌گرفت، ترس‌تان از خدعه جماعتی بود که از اول هم دامان طهارت‌تان را خدشه‌دار می‌خواستند... خدا امّا پیش از این‌ها گفته بود که شما را پاک کرده و برگزیده و این اصطفایِ الهی، بی ‌ابتلایی سخت، مقرر نمی‌شد.
 همین‌که تنه خشکیده نخل خرمای تازه داد، همین‌که چشمه‌ای پایین‌پایتان جوشید، انگار دستِ نوازشِ الهی بر آن همه استیصال و اضطرار آرام‌تان کرد. چند دقیقه بعد، آن دو تا چشمِ کوچک که رو در رویِ چشم‌های شما گشوده شد، دیگر همه دردها فراموش‌تان ‌شده بود. باورتان می‌شد آن نوزادی که توی آغوش شما آرام گرفته بود و داشت شیره جان‌تان را می‌نوشید، چهارمین نبیّ اولوالعزمِ الهی باشد؟! همان منجیِ موعود بنی‌اسرائیل؟! همان رسولی که مظهر اسمِ «حیّ» شده بود، که نفسش مرده‌ها را زنده می‌کرد، کورها را بینایی می‌داد و اکمه و ابرص را شفا می‌بخشید؟... باورتان می‌شد دو هزار و یازده سال از آن روز بگذرد و جماعتی منتظر باشند عیسایِ شما دوباره با مهدیِ فاطمه(س) بیاید؟!

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیم
وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِیّاً (16) فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً (17) قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیّاً (18) قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَاماً زَکِیّاً (19) قَالَتْ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلَامٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَلَمْ أَکُ بَغِیّاً (20) قَالَ کَذَلِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَکَانَ أَمْراً مَّقْضِیّاً (21) فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَکَاناً قَصِیّاً (22) فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنتُ نَسْیاً مَّنسِیّاً (23) فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیّاً (24) وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیّاً...


 
comment نظرات ()