برای خاطر آیه ها

دل نوشت هایی برای خاطر آیه هایی که دوستشان دارم.

شربتی که از لابه لای زجرها می نوشانیم
نویسنده : مریم روستا - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩
 

و همانا در دام‌ها برای شما عبرتی‌ست، از آن‌چه در لابه‌لای شکمِ آن‌هاست، از میان سرگین و خون، شیری خالص به شما می‌نوشانیم که برای نوشندگان گواراست.

• آدم باورش نمی‌شود شیر- این مایع سفید و خالص- از مجاورتِ سرگین و خون بیرون آمده باشد، باورش نمی‌شود مایه شفاء و حیات و رشد موجودات از لای فضولات و خون سر برآورده باشد. بی آن‌که ذره‌ای رنگ و بوی آن‌ها را به خودش گرفته باشد. کسی امّا خواسته است این‌طور باشد. خواسته است پاکی را از لابه‌لای ناپاکی‌ها بیرون بیاورد، بی‌آن‌که ردی از ناپاکی به خودش گرفته باشد، خواسته است مایه رشد و حیات را از لابه‌لای سلول‌های مرده و غذاهای هضم شده بیرون بکشد... و برای شما عبرتی‌ست.  

• از لابه‌لای زجرها و سختی‌ها که بگذری، جلوتر که بروی و پشت سرت را که نگاه کنی، تازه انگار شیرینیِ رسیدن‌هایی وسط همان نرسیدن‌ها کامت را شیرین می‌کند. تازه انگار لذت بزرگ‌شدن و قدکشیدنی وسط همان فشارها را تجربه می‌کنی. آدم باورش نمی‌شود از لابه‌لای مصیبت‌ها و ناملایمی‌ها می‌شود رسید. آدم باورش نمی‌شود مسیر رسیدن‌ها از میان نرسیدن‌ها بگذرد، مسیرِ بلندشدن‌ها از میانِ زمین‌خوردن‌ها، مسیر راست ایستادن‌ها از میان شکستن‌ها، مسیر بزرگ‌شدن‌ها از میان فشارها و سختی‌ها... و برای شما عبرتی‌ست.  

• ... بله، این طوری‌هاست. کسی انگار خواسته باشد گاهی توانستن‌هاش را به رخ بکشد. بلکه تلنگر بزند. بلکه متذکّر کند. بیدار کند. کسی خواسته است همه محصولات نظام هستی را از لا به لای فرآیندهایی که خودش مهندسی کرده بگذراند و برساند. کسی که اراده‌اش فوقِ اراده‌هاست. کسی که خواستنش بر فرازِ خواستن‌هاست. کسی که میان خواستن‌ و توانستن‌ش به قدر ذرّه‌ای فاصله نیست. کسی انگار خواسته این وسط‌ها من و تو را تربیت کند. کسی که اسمش «ربّ» است. کسی که کارش تربیت کردن است... و برای شما عبرتی‌ست.


وَإِنَّ لَکُمْ فِی الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِیکُم مِّمَّا فِی بُطُونِهِ مِن بَیْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِینَ.


 
comment نظرات ()