برای خاطر آیه ها

دل نوشت هایی برای خاطر آیه هایی که دوستشان دارم.

برای خاطر آیه ها
نویسنده : مریم روستا - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

بسم الله

تا حالا برایت پیش آمده بخواهی جمله‌ای را که از شنیدنش لبریز شده‌ای، با همه‌ی وجود بغل کنی، به سینه بچسبانی و از شوق اشک بریزی؟

تا حالا شده احساس کنی بعضی جمله‌ها را بعضی‌ها فقط برای تو گفته‌اند؟ آن هم برای یک لحظه‌ی خاص تو؟ برای پیله‌هایی که تو در خودت تنیده‌ای؟ جمله‌هایی که آرزوی پرواز را، آرزوی پروانه‌شدن را دوباره در تو زنده کنند و برویانند؟ برای وقت‌هایی که مست شده‌ای و مدهوش، غرق شده‌ای... جمله‌هایی که مثل کشیده‌ای بخوابانند زیرِ گوشت تا هشیارت کنند؟

تا حالا خسته از یک روز شلوغ، یک شهر شلوغ، پر از دود و ماشین و صدا، پر از بیلبوردهای تبلیغات، پر از در و دیوار خط خطی، گوشه‌ی مترو و تاکسی و اتوبوس، پناه برده‌ای به غارِ تنهایی خودت تا کسی درِ گوشت نجوا کند: بخوان؟ و تو ناگهان مستأصل، احساس کنی که خواندن نمی‌دانی،‌ که ذهنت انباشته از دانسته‌هایی ست که داشتن و نداشتن‌شان فرقی به حالت نمی‌کند؟

گفتم بنویسم این‌ها را. برای جمله‌هایی که دوستشان دارم. جمله‌هایی که کسی درِ گوشم نجوا کرده است، آن وقت‌هایی که به حرای خودم پناه برده بودم.

برای جمله‌هایی که لبریزم کردند: از عشق، خوف، اندوه، بیم، امید، حزن، نشاط... برای خاطر جمله‌هایی که تشنه‌ام کردند، که جرعه‌جرعه نوشیدم‌شان، اما تشنه‌تر شدم. برای خاطرِ تشنگی‌هام، برایِ عطش.

برای جمله‌هایی که روی پاهایِ بابا حفظ‌شان کردم، توی آغوشِ همیشه مهربان مامان. برای جمله هایی که مثل شعرهای بچگی برایم جاودانه‌اند؛ هر چند هر روز تازه به تازه، نو به نو.

برای جمله‌هایی که فهمیدم و نفهمیدم. برای جمله‌هایی که هر چه بزرگ‌تر شدم کمتر فهمیدم. برای جمله‌هایی که هر چه غبار گرفتم، کمتر نشانم دادند.

می خواهم بنویسم. برای خاطرِ جمله‌هایی که او برایم گفته، توی آن کتاب، همان جمله‌هایی که می گویند «آیه» است. می‌خواهم بنویسم؛ برای خاطرِ آیه‌ها.


 
comment نظرات ()