برای خاطر آیه ها

دل نوشت هایی برای خاطر آیه هایی که دوستشان دارم.

خیر کثیر
نویسنده : مریم روستا - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
 

(1) از مسجد الحرام بیرون می آمد که عاص بن وائل – از سران ‌شرک- را دید و دقایقی با او صحبت کرد. جدا که شدند، شنید که از عاص پرسیدند، با که صحبت می‌کردی؟ و او به نیش و تمسخر، گفت: با این مردِ ابتر! خیلی نگذشت که جبرییل نه، خدا، به وعده شیرینی،‌ دلداری‌اش داد؛ انّا اعطیناک الکوثر... اِنّ‌ شانئک هوَ الاَبتَر. 

(2) حالا، بعد آن همه درد زایمان و دردِ تنهایی، مریم(س) و آسیه(س) و ساره(س) و کلثوم (س)، دوره کرده‌اند بانویش را. بوی عطر پرنیان بهشتی، با صدای سلام و صلوات فرشتگان و کروبیان، مشام لحظاتش را می‌نوازد؛ کوثرش جاری شده؛ خدا راست گفته بود؛ انّا اعطیناک الکوثر. 

(3) بعضی از خوبی‌ها، نقطه‌ای هستند؛ برای یک زمان و مکان خاص. تازگی و طراوتشان، گرما و لطف حضورشان، لحظه‌ای‌ست. بعد، تمام می‌شوند و می‌روند. مثل یک اشعه، یک قطره، یک ذره. بعضی از خوبی‌ها اما ساری و جاری‌اند، لایتناهی‌اند؛ تمام‌شدنی نیستند. مثل نور، مثل آب، مثل باران... کوثر یعنی خیر کثیر. یعنی خیری که تمام نمی‌شود. می ماند و تا زمان و مکان هست،‌ می نوشاند و سیراب می‌کند. و اسقنا من حوضها بکأسها و بیدها. 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
انّا اعطیناک َ الکَوثر. فصلّ لربّک و انحَر. انّ‌ شانئک هوَ الابتر.

پ.ن:
واژه‌هام چه ذوق زده بودند بانو که قرار بود دانه سی و ششم تسبیح شما را رقم بزنند؛ اگر چه در مقام تمثیل؛ هیئت وبلاگی سبو(+).

این‌جا یکی هست که دلش می‌خواست، همین حالا دست‌هات در دسترسش بودند تا بوسه بارانشان کند. اینجا کسی هست که می‌خواهد از همین راه دور، کسوت بلند و برازنده «مادری»ات را مبارک‌باد بگوید و برای همه آن‌چه توی این بیست و چند سال‌ به پایش ریخته‌ای، به پایت بیفتد. همه عشقی که پشت این واژه‌های نارسا نهفته شده را دریاب؛ مهربان‌ترین؛ روزت مبارک. 


 
comment نظرات ()