حق می‌مانَد. باطل، رفتنی‌ست.

... خدا حق و باطل را این‌گونه مثال می‌زند؛ کفِ بیرون افتاده از میان مى‏رود ولى آن‌چه به مردم سود مى‏رساند در زمین باقى مى‏مانَد.

• بارانی که می‌بارد، سیلاب‌هایی که جاری می‌شود، روی سیلاب‌ها که کف نمایان می‌شود، آب سیلاب‌ها که می‌رویاند و زنده و سیراب می‌کند، کف‌ها که از بین می‌رود و به جایی نمی‌رسد، دست‌مایه مثالی شده برای آیه‌ای که به من و تو شاخص بدهد برای تشخیص حق از باطل. که بتوانیم حق و ناحق را از هم سوا کنیم، آیه‌ای که مصداق بارزِ فرقان بودنِ قرآن است.

• باطل، هر قدر هم که های و هوی داشته باشد، هر قدر هم که سر و ریخت و ظاهرش آدم را مجذوب کند، به کفِ روی آب می‌مانَد. چند روزی، چند صباحی برقرار است، اما تمام می‌شود، محو می‌شود، از بین می‌روَد. حق امّا باقی می‌مانَد، می‌رویانَد، سیراب می‌کند، زنده می‌کند؛ مثل باران، مثل آب، مثل سیلاب. باطل، پرهیاهوست، متکبر است، پر سر و صداست، به چشم می‌آید امّا توخالی‌ست. نه سیراب می‌کند و نه درخت و سبزه‌ای برمی‌آورَد؛ مثل کفِ رویِ آب. حق به خودش متّکی‌ست، از خودش مایه دارد، مثل آب. باطل امّا حق را وسیله می‌کند برای نمایان کردنِ خودش. برای بالا نشستن از آبروی حق خرج می‌کند. مثل کفِ رویِ آب. 

• تا حق نجوشد و نخروشد این باطل‌های آمیخته در او، جدا نمی‌شود، نمایان نمی‌شود. سیلاب‌ها تا نخروشند و جاری نشوند، کف‌هاشان رو نمی‌شود. همین است که گاهی باید جوشید، خروشید، جاری شد، به شرط آن‌که بارانی باریده باشد!


...کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاء وَ أَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی‌الأَرْضِ
کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ

 

پ.ن: حضرت امیر(ع) کلام نغزی دارند که بی‌ربط به آیه مورد بحث نیست: «و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل و لسنا نرعد حتى نوقع و لا نسیل حتى نمطر: آن‌ها رعد و برقى نشان دادند، اما پایانش به جز سستى و ناتوانى نبود، ولى ما تا کارى انجام ندهیم رعد و برقى نداریم و تا نباریم سیلاب خروشان به‌راه نمى‏اندازیم!» (نهج البلاغه خطبه 9)

/ 9 نظر / 34 بازدید
محسن

سلام وب زیبایی دارید بهتون تبریک میگم خوشحال میشم به ماهم سر بزنید ونظر بدید در ضمن اگر دوست داشتید ما برای وبلاگ های برتر از قسمت امکانات انتخاب کنید همچنین اگر مایل به تبادل لینک هستید خبر بدید مرسی [گل]

فرهاد

خدایاهمواره به ماتوفیق تشخیص حق حقیقی راازباطل عنایت بفرما سلام استفاده بردیم ماجورباشی وسربلند [گل]

دوچشم

خدا کند هیچ وقت خودمان روزی پوشاننده و کتمان کننده هیچ حقی نباشیم/

مجدالدین

به غایت خوب و تاثیر گذار بود خدا خیرتان دهاد اساسی

مریم

سلام مریمی.این نوشته رو خیلی دوست داشتم...ممنون سال نوت هم مبارک[ماچ]

سید علیرضا

سلام / عالی و تاثیرگذار مینویسید / به وبلاگ بنده هم تشریف بیارید / در صورت تمایل لینکم کنید و خبر بدید تا شمارو لینک کنم یا علی

روزهای پرتقالی

چه قدر زیبا از یک آیه این همه نشانه می گیرید.نشانه هایی که نشان می دهد چه قدر این کتاب به روز است.. یک جا چند مطلب اخیرتان را قورت دادم

موسويان

حق وباطل نشانه هايي دارندكه ميتوان به دوراز تعصبات آنها رااز هم تميز داداز نشانه هاي باطل و ديكتاتوري در تمام دوران از بني اميه و بني عباس گرفته تاكنون:حكومت نامشروع بر مردم،تمسك ظاهري به دين و مقدسات،استفاده از قوه قهريه عليه مخالفان،كشتار مردم و برنتابيدن هرگونه مخالف و مخالفتي،تشكيل سياه چالها و زندانها و شكنجه،ايجاد گروههاي خودسر،هتاكي وبي حرمتي،ايجاد فضاي خفقان و جلوگيري از هرگونه آگاهي،ترور شخصي و شخصيتي،قضاوت ديكتاتور پسند و بردن روشنفكران و آزادمردان به انزوا و مسلخ و عدم پاسخگويي وابستگان،دزدي از بيت المال و استفاده نامشروع جهت كسب منافع وقدرت،عطاي پست ومقام ومنصب به خوديها،تعرض به نواميس...كداميك را ميتوان در حكومت علي(ع) پيدا كرد؟!