بعونک یا محول الحول

همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمدن شب و روز برای آن‌ها که می‌اندیشند، نشانه‌هاست.

بهار که می آید، می روند؛ همه شان با هم: بال در بال. راز پرواز را می دانند، در گستره آن لاجوردی بی کران.
بهار که می آید، می رویند، همه شان با هم: جوانه در جوانه. راز رویش را می دانند، در پهندشت این سبزِ بی انتها.
بهار که می آید، جاری می شوند، همه شان با هم: قطره در قطره. راز جاری شدن را می دانند: از دل آن سنگ های سخت تا آن آب‌های آبیِ نامتناهی.
بهار که می آید: می بارند: دانه دانه...
بهار که می آید...

خدا گفت: بهار، بهانه رفتن است، بهانه رویش، بهانه جاری شدن، بهانه باریدن...پرستوها رفتند، جوانه ها روییدند، چشمه ها جاری شدند، باران‌ها باریدند،‌ تو امّا هنوز ایستاده بودی.
گفتی: «بهار که بیاید دیگر رفته‌ام، بهار بهانه رفتن است، ماندن شکوهی ندارد، آن هم پشت این سنگریزه‌های طلب، گیرم که ماندم و باز بال بال زدم: توی گِل و گذشته، توی خاک و خاطره، گیرم که بالم را هزار سال دیگر هم بسته نگاه داشتم: بال های بسته اما طعم اوج را کی خواهد چشید؟»
اینها را گفتی و آمدی تا میقات، تا آستانه بال بال زدن، امّا نپریدی! چرا؟ همه منتظر بودند پروازت را ببینند، اوج گرفتنت را و رویشت را. جاری شدنت را و باریدنت را. اوج نگرفتی، نروییدی، جاری نشدی، نباریدی. چرا؟ تو نپریدی و فرشته ها به خدا خندیدند، او امّا فقط گفت: من چیزی می دانم که شما نمی‌دانید.

سالهاست که در میقات ایستاده‌ای، بهارها می‌آیند و می‌روند و تو  هنوز همانجایی، هنوز بال بال می زنی امّا بال‌هات یارایِ پرواز نیستند. بهار دوباره دارد می آید، همه منتظرند، این بار چشم هات را ببند و فقط بگو: یا محوّل الحول! حوّل حالی الی احسن الحال!
...
بسم الله الرّحمن الرّحیم
انّ فی خلق السّموات و الارض و اختلاف اللّیل و النّهار لآیات لاولی الالباب.

پ.ن: متن داخل گیومه از خانم نظرآهاری عزیز وام گرفته شده است.

این مطلب توی برنا نیوز (+)

/ 34 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
1

با سلام از وبسايت زير ديدن فرماييد: www.erfan-darmani.ir

خاله

بهاری باشه دلت همیشه مریم گلی[خنده]

نیما

سلام نوروز روزی است که خداوند در آن از انسان ها پیمان گرفت که او را بپرستند و برایش شریک قائل نشوند و به دین فرستادگانش گروند. نوروز روزی است که خورشید برای اولین بار طلوع کرد و بادهای بارور کننده وزید و گل های زمین آفریده شد. نوروز روزی است که کشتی حضرت نوح بر فراز کوه جودی ساحل گرفت. نوروز روزی است که حضرت ابراهیم، بت های قوم خودرا شکست. نوروز روزی است که فرشته ی وحی جبرئیل علیه السلام بر پیامبر اسلام نازل شد. ونوروز روزی است که پیامبر اکرم حضرت علی علیه السلام را بر دوش خود بلند کرد تا بت های قریش را در انداخته و در هم شکند. نوروز روزی است که در آن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای حضرت علی علیه السلام در غدیر خم پیمان گرفت و آنان که آنجا بودند به ولایت آن حضرت اقرار کردند و خوشا به حال کسی که ان را نگه داشت و بدا به حال کسی که آن را زیر پا نهاد. نوروز روزی است که در ان علی علیه السلام در جنگ نهروان پیروز شد. نوروز روزی است که در آن، قائم ما اهلبیت ظاهر می شود و خداوند او را بر دجال پیروز می سازد و نوروزی نیست و بهاری نمی آید که ما در آن منتظر فرج نباشیم. بهار برای ماست--- امام صادق علیه السلام-

محمد

سلام عیدتون مبارک[گل] به روزم با: "به نام اعظم خانه تکانان جهان"

حبیب و محبوب

سلام مریم عزیز بر شما هم مبارک باشه الهی هم شما از خدا راضی باشید و هم خدا از شما مصداق رضی الله عنهم و رضوا عنه سلام می رسانیم زیارت هم می کنیم به نیابت از همه ی محبان حضرتشان[گل][گل]

pary

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است،گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است.......دلی بهری داشته باشید بانوی آیه ها[گل][گل][گل]

مقداد

سلام نوروز مضاعف، سال پرخیر و برکت انشاءالله موعد ظهور باشد بهاری باشید یاعلی

gandolf

مریم جان توی گوگل ریدر شما، شعری از بلاگ "شعر با تو" دیدم.بعد از شعرهای سید حمیدرضا برقعی، زیباترین شعرهایی بود که در وصف ائمه خونده بودم.یا شاید هم هم سطح آقای برقعی.از مشخصات این شاعر چیزی اونجا نبود.میخواستم بدونم شما ایشون رو میشناسید؟ این طبع لطیف، جز مرحمت خود ائمه نمیتونه باشه.خیلی دوست دارم بیشتر بشناسمشون

gandolf

فقط 18 سال... وای بر من...

دختری از تبار مترسک ها

تنها برای اینکه بدانی آمدم دیدمت رفتم نشانه حضور تو دهان باز مردم است دهان باز و چشم باز دلایلش تبسم است دو چشم هیز آسمان تو را رها نمی کند چراکه چشم هیز و هرز خماره یک ترحم است نشانه حضور تو فغان ابر سرکش است که حاصلش برای ما طراوت و ترنم است نشانه حضور تو درخت سبز و میوه است ولی پس از تو هرچه هست صدای جیغ هیزم است نشانه حضور تو سکوت مبهم دل است دلی که از تو پیله شد لقاحش از تجسم است نشانه حضور تو حیای پلکِ دشمنی است که از سر شراب خوش نگاهش از توهم است نشانه حضور تو[گل]