مرغ، تسبیح‌گوی و ما خاموش

تصور این‌که داریم توی جهانی زندگی می‌کنیم که همه موجودات می‌فهمند، شعور دارند، قدری معادله زندگی من و تو را به هم نمی‌زند؟! تصور این‌که مورچه‌ها حرف می‌زنند، پرنده‌ها مأموریت انجام می‌دهند چطور؟! این‌که بعضی سنگ‌ها و صخره‌ها از ترس خداست که می‌افتند را چه می‌گویید؟ این‌که پرنده‌ها همان موقع که ما مبهوتِ بال‌های گسترده‌شان توی آسمانیم، دارند خدا را تسبیح و تحمید می‌کنند، چه؟!
     
• سلیمان(ع) زبان‌شان را می‌دانست. لبخند می‌زد از فریاد مورچه‌ای که رفقایش را بر حذر می‌داشت از رسیدن لشکر و سربازان سلیمان... فَتَبَسَّمَ ضَاحِکاً مِّن قَوْلِهَا. حال پرنده‌ها را جویا می‌شد؛ وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ. به پرنده‌ها مأموریت می‌داد. هدهد را مؤاخذه می‌کرد اگر کارش را درست انجام نمی‌داد؛ لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَاباً شَدِیداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطَانٍ مُّبِینٍ 

• مبهوت تماشای پرنده‌ها شده‌اید وقتی بال‌هایشان را صاف و پرقدرت گرفته‌اند و وسط صحنه آسمان هنرنمایی می‌کنند؟! وقتی اوج گرفته‌اند؟! آیه‌ها می‌گویند همان‌جا، همان‌موقع، پرنده‌ها دارند خدا را تسبیح می‌کنند. بالاتر، حتی خودشان هم به این تسبیح و ستایش واقف‌اند؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ

• سنگ‌ها چطور می‌افتند؟! طبق فرمول جاذبه نیوتن. قبول. چگونگی‌اش را فیزیک شرح می‌دهد؛ اما چرا می‌افتند؟! علت اصلی و غایی را دیگر فیزیک نمی‌تواند بگوید، وقتی آیه‌ها بگویند: بعضی از پاره‌سنگ‌ها و صخره‌ها از خشیت خداست که می‌افتند، از درک عظمت خداست که خاضعانه فرومی‌افتند! وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ.

تصور این‌که در و دیوار و میز و صندلی، مرغ و گاو و گوسفند و پرنده و چرنده، کوه و دشت و دریا و آسمان همه دارند برای خدا کرنش می‌کنند، همه دارند خدا را تسبیح و تنزیه می‌کنند، چقدر معادله زندگی من را که بنا بوده اشرف مخلوقات باشم، عوض می‌کند؟! تصور این‌که سنگ‌ها هم گاهی از درک عظمت خدا، فرومی‌افتند و متلاشی می‌شوند چقدر دل من را – اگر از سنگ، سخت‌تر نشده باشد- لبریز خشیت می‌کند؟! تصور این‌که حتّی پرنده‌ها هم توی اوج و اقتدارشان، تسبیح از یادشان نمی‌رود چه؟!   

 

بسمِ الله الرّحمن الرّحیم
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً

 

/ 10 نظر / 28 بازدید
شارلوت

سلام دوست عزیز خوشحال می شوم از بلاگ ما نیز دیدن فرمائید[گل] Charlotteiran.blogfa.com

مهربان

سلام مریمم عزاداریها مقبول درگاه حق ... دعاگو بودم در بارگاه مقدس امامانمان در عراق... خصوصا نجف و کربلا!

حمید

سلام سلااااااااام خانوم روستا... مدت ها بود که دنبال یه همچین نوشته ای بودم..نوشته ای از جنس آیه ها...یه وقتی هم به سرم زد که برای یکی از نشریات محلی که صاحبش معلم دوران دبیرستانمون بود همچین مطلبی بنویسم اما نشد...ولی.. با شروع کافه جوان و خواندن برای آیه ها.... واقعا ازتون ممنونم...حس دیگه ای داره برای آیه های شما..انگار گم کرده ای رو پیدا کردم..یا نه..جای همچین ستونی توی هفته م..توی دلم خالی بود.. راستی افتخار این رو داریم که تو وبلاگ برای آیه ها لینک بشیم.... راستش این روزا دلم خیلی با کمبود آیه رو به رو شده...[ناراحت] رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم.. یا هشت

عطا اله

بله. حاج ملا هادی سبزواری در استقبال از غزل معروف حافظ می سرایند: شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست... ...موسی ای نیست که دعوی انا الحق شنود ور نه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست ----------------------- وبلاگتون عالی و حقیقتا حسادت بر انگیز است...

مهرداد

سلام عالیه به منم سر بزن با تبادل لینک چطزوری؟؟ یا علی

دلتنگت شده ام دلم ميخواد ببينمت