میراث مادرم

ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمن بگو جلباب‌های خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه (از کنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.

لازم نیست ارثی که به تو می‌رسد، چند متر زمین باشد، خانه و پول و ماشین باشد. خیلی وقت ها اصلاً از این سنخ نیست. «ارث» یادگاریِ عزیزی‌ست که تو را یاد او می‌اندازد. شامه‌ لحظه‌هات را پر از بوی او می‌کند.

صبح شده بود. همه آن‌ها که آمده بودند پشت سر پیامبر نماز بخوانند دیدند که اتفاق تازه‌ای افتاده است. حتماً به آیاتی که دیروز جبرییل درِ گوشِ رسول خوانده بود، ربط داشت. همه زن‌های مؤمنِ مهاجر و انصار، همه بانوانِ شریف و پاک‌دامانِ مدینه، سر و قامت‌شان را پوشانده بودند با پارچه سیاهِ بلندی... مسجد، عطر عفاف و طهارت گرفته بود. توی مدینه دیگر می‌شد زنان شریف و مؤمن را با همین جلبابِ سیاه شناخت. راست گفته بود خدا؛ ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین.

لازم نیست ارثی که به تو می‌رسد، خانه و پول و ماشین باشد. گاهی چند متر پارچه است، که با همه سیاهی‌ش می‌تواند سند روسپیدی بشود. که هر بار روی سرت می‌اندازی، شامه لحظاتت را پر کند از عطر غریبِ خاکِ کوچه‌ای...، ریه‌هات را پر کند از هوایِ یقینِ «امّ سلمه» و «امّ ایمن»، از طهارتِ «اسماء» و «فضّه»، از عطر بانویی که توی هروله‌های روز دهم، که از آسمان، مصیبت می‌بارید و از زمین عطش می‌تراوید، چادر از سرش نیفتاد.
حرمت میراث مادران‌مان را نشکنید.

بسم الله الرّحمن الرّحیم
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ

پ.ن
در پاسخ به دعوتِ خواهرم «زهرا قدیانی» نوشتم. (+)  که دردمندانه گفته بود: «بگذارید سیاهی چادر فقط برای روسپیدان باشد.» و برای پیوستن به موج اعتراضی که از این‌جا (+) و این‌جا (+) آغاز شد.
 

/ 26 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام مجدد "مشکی بودن جلباب از همین روایت ذیل شان نزول استخراج می‌شه" میشه اینو توضیح بدید؟ تو شان نزولش چی گفته؟ منظورم از انحراف نظرات دوستانتان بود که لینک کردید: http://goldokhtar.parsiblog.com/1586506.htm چطور میشه که کسی جای خدا، پیغمبر، مراجع و بقیه نظر فتوایی صادر می کنه؟ چادر ما رو پس بدید؟؟ مگه اون دختری که چادر رنگی میذاره، چادر شما رو ربوده؟ (منظورم از شما همون خانومیه که اون مطلب رو نوشته) امیدوارم با توضیحاتتن در مورد شان نزول، کمی روشن بشم

محمد

برام جالب بود و قتی فهمیدم که در صدر اسلام پیامبر چکونه با دیدگاه های مختلف مواجه می شدند. این مطلب رو بخونید: http://www.zarkhepo0tal.blogfa.com/post-288.aspx و واقعا باید بدونیم که چه گذشته بر نسل ما که در مورد حجاب اینقدر چالش داریم. http://www.zarkhepo0tal.blogfa.com/post-283.aspx به عقیده ی من، کار گشت ارشاد کاملا نادرسته و ره به خرابات می بره. این مطلب رو بخونید: http://www.zarkhepo0tal.blogfa.com/post-274.aspx

رها

" سند روسپیدی " [گل]

رها

عید مبارک بانوی نازنین آیه ها [گل]

زندگی

سلام . میشه بیاین نظرتونو بنویسین ؟

یکی

در تاریخ جعفر شهیدی از رنگ سیاه اسم برده نشده من چند تا روایت براتون بیارم که حضرت محمد (ص) رنگ سیاه مکروه می دونستن

محمد

شما درست می فرمایید ‌بحث جاری در مورد استفاده ی نادرست از چادره ‌بنده هم عذر خواهی می کنمف آخه وقتی مطلب رو خوندم این سوالات تو ذهنم اومد و پرسیدم. آیا این حدیثی که نقل کردید از سند معتبری برخورداره؟

قاصدک بارون

[گل] دلم برات تنگ شده مریمی.چرا راستی؟چرا؟من که یه بار بیشتر ندیدمت/چرا د

قاصدک بارون

ای بابا!چرا قاطی کرد؟ چندتا؟ لابد دلم زیادی تنگت شده[چشمک]

جنجال یک سکوت

دعوتید به یک ضیافت... وبلاگ جنجال یک سکوت منتظر لبیک شماست...!