اختیار ما

و برای هیچ زن و مرد مؤمنی شایسته نیست که وقتی خدا و رسول، فرمانی می‌دهند، برای خودشان اختیاری قایل بشوند.  

رسم ایمان همین است. بازی، قاعده‌مند می‌شود، مؤمن که می شوی. مؤمن که می‌شوی، ایمان که می‌آوری به کسی که خیر مطلق است، فرمانش را، خواسته‌اش را،  بالاتر از فرمان خودت می‌دانی. دل می‌سپری به هر چه او برایت خواسته است. و این نه فقط در دایره تکوینِ من و توست، ‌نه فقط در دایره‌ای که ما قضا و قدرش می‌نامیم، که در دایره تشریع هم رخ می‌نمایاند. تصمیم خدا و رسول بر تصمیم خودت ترجیح دارد. النّبی اولی بالمؤمنین من انفسهم. و این یکی از معانی بلندِ ولایت‌ ا‌ست.
گفتنش راحت است. اما توی میدان عمل خیلی‌هامان می‌بازیم. ولایت‌پذیر و ولایت‌مدار نیستیم. لنگ می‌زنیم. توی دایره‌مان حد تعیین می‌کنیم در مقابل فرمان خدا و رسول. تا یک جاهایی هستیم. از یک جایی به بعد بستگی دارد. باید بپرورانیم این را که وقتی مؤمن شدیم،‌ نه فقط در دایره تکوین، بلکه در عرصه تشریع هم، رسم دل‌داری،‌ دل سپردن تام است. بی اما و اگر. بی‌چون و چرا. بی شرط و شروط.  

بسم الله الرّحمن الرّحیم
وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ

پ.ن
شأن نزول این آیه را مفسرین، ماجرای خواستگاری پیامبر از زینب بنت جحش برای زید- فرزند خوانده‌شان- گفته اند. همان زید معروف که اسمش توی آیات احزاب آمده. حالا ببینید دایره اختیار خدا و رسول تا کجا می‌کشد آدم را. تا خصوصی ترین محدوده زندگی افراد. و ما چه غافلیم.  

کربلای بوی سیب رسید.(+). نایب‌الزیاره ام. حلال بفرمایید.

/ 55 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيده

دوست من سلام مریم عزیزم من و یادت با هم ... احتراما دعوتید به ماه شب چهاردهم ایام به کامتان

قاصدک بارون

زیارتت قبول باشد مریمی چقدر حسودی آدم اینجور مواقع گل می کند. شنیده ام که به تان خیلی خوش گذشته...قلب تان حال آمده. روح تان پر درآورده... امام حسین است دیگر. با روح کار دارد. لذتش هم روحانیست به جای من روی آن مهری که سوغات آورده ای ی سجده کن.بگو خدایا زهرا هم حسودیش شد.دریابش.

موسويان

زيارت قبول.از باب تعقل و تفكر در آيات قران نه تفسير وبا توجه به آيات بعدي به نظر ميرسد كه هدف اصلي حلال شمردن ازدواج پيامبر با زينب بوده و به خاطر علني كردن موضوع و ترسي كه پيامبر از عناد معاندان بواسطه برملا شدن آن داشت بوده است كه ازدواجهاي پيامبر تماما به خاطر جاري كردن شريعت الهي است ازدواج با بزرگتر از خود با كوچكتر از خود با فقير با غني با كنيز و بالاخره با برده آزاد شده همسر فرزند خوانده خود كه در آن موقع امري ناپسند بود.در اين قضيه خود پيامبر هم اختياري نداشت كه خداوند مي فرمايد بعد از اينكه زيد او را طلاق داد به همسري تو در مي آوريم و اين از نوع ولاي تصرف است كه مخصوص خدا و پيامبران و ائمه و بندگان خاص كه به اذن خدا توانايي تصرف در عالم هستي و دلها را دارند.

موسويان

افرادی که علم کتاب دارند فرقی نمیکند حاکم و امام باشند مثل علی یا آصف ابن برخیا باشد که تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن حاضر کرد و علم جزیی از کتاب داشت و اینها در طول اراده خداوند می باشند.البته این نیست که انسان در امور اختیاری ندارد طبق آیه شریفه عدم اختیار فقط محدود به جایی است که خدا و رسول فرمان داده است در همین قضیه میبینیم علیرغم اینکه پیامبر به زید سفارش می کند که همسرت را نگهدار ولی ایشان اصرار بر طلاق دارند چرا که طلاق خارج از دستورات الهی نیست و کار خدا انجام شدنی است.بنابراین مقاماتی ولایت تکوینی دارند که جزیی از اسم اعظم الهی را دارا باشند و آصف یک حرف از 73 حرف را دارا بود و علی 72 حرف را داراست و یک حرف مخصوص خدا.........

موسويان

.........و اگر هنوز آنجایید دعا کن گره از کار فرو بسته من بگشاید!

رها

حکم آنچه تو فرمایی لطف آنچه تو بنمایی ..

S.M

سلام! خیلی ابتکارتون جالبه وقتی آرشیو موضوعی و پست های متناسبش و این جمله "دل نوشت هایی برای خاطر آیه هایی که دوستشان دارم. " رو دیدم لذت بردم! موفق باشین!

عباس

جالبه من تو ازدواج به مشکل خوردم استخاره کردم آیه 36 سوره احزاب اومد توکل برخدا